سوگواری بعد از تشخیص بیماری

grief

مهر بیماری دوقطبی، میتونه تو و والدینت رو به شدت سوگوار کنه. سوگوار دختر یا پسر سالمی که تا قبلش بودی. سوگوار رویاها و آرزوهایی که برای آینده داشتی و فکر میکنی به باد رفته. سوگوار روزهایی که دارو نمی خوردی و همه چیز آروم بود!

انکار

انکار یه مرحله از سوگه. در این مرحله تو و والدینت انکار می کنین که مشکلی وجود داره و یا با خودتون می گین حتما دکترها اشتباه می کنن. در این مرحله آدم ها نمی خوان باور کنن بیمارن یا فرزندشون بیماره.

خشم

چرا این اتفاق برای من افتاد؟ چه گناهی کردم! من از دست همه عصبانیم! تقصیر شوهرمه که فرزندم بیمار شده! اگه سخت نمی گرفتم اینطور نمی شد! همه چیز با دوست های جدیدش شروع شد! من دیگه به هیچی اعتقاد ندارم! تقصیر مامان بابامه که بیخودی گیر دادن ... اینا جملاتیه که وقتی در مرحله عصبانیت هستیم به خودمون می گیم. از خودمون، اطرافیانمون و زندگی دلخوریم. و اینا بخشی طبیعی از سوگه.

چانه زنی

اگه داروها رو کنار بذارم دوباره همون آدم قبلی میشم! اگه ببریمش مسافرت حالش خوب میشه! اگه خونه رو عوض کنیم همه چیز درست میشه! دوستای جدید و مدرسه جدید راه حل مشکلاته! میبریمش زیارت ! گوشیش رو میگیریم! بابا یه مدت از ما دور شه! یه دکتر دیگه شاید بفهمه مشکل مون رو... اینا فکرهاییه که وقتی در مرحله چانه زنی با بیماری هستیم سراغمون میاد. این مرحله هم طبیعیه و میگذره

افسردگی

احساس میکنم خودم و زندگی قبلیم رو از دست دادم! دیگه هیچ کنترلی رو زندگیم ندارم! بقیه می گن که چه کار کنم و چطور زندگی کنم! بهم داروهایی می دن که عوارضش اذیتم می کنه ! هیچ دوستی ندارم و تنهام! من بی ارزشم و دلم می خواد نباشم ... سوگواری معمولا با دوره افسردگی همراهه و افراد ممکنه به این شکل فکر کنن.

پذیرش

من پذیرفتم که هیچ چیز دقیقا مثل قبل نمیشه! به تدریج شروع کردم با دوقطبی سازگار شم! مسائل به آرومی تغییر کرد و شرایط بهتر شد! دارم خود جدیدم رو کشف میکنم! دوباره خودم رو دوست دارم... پذیرش مرحله آخر سوگواریه و نشون میده آماده ایم با شرایط جدید زندگی کنیم.